محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2158
مرآة البلدان ( فارسى )
چون از نژاد او پرسيدند چنين جواب داد : نظم به دو گفت من خويش گرسيوزم * به شاه آفريدون كشد پروزم بعد از آنكه گفتگوى زياد از بابت تصرف او در ميان طوس و گيو شد ، آخر الامر مصمم شدند كه او را بهطور هديه نزد كاوس برند . در اين مورد فردوسى فرمايد : نظم چو كاوس روى كنيزك بديد * دلش مهر و پيوند او بركشيد به دو گفت خسرو نژاد تو كيست * كه چهرت به مانند چهر پرى است بگفتا كه از مام خاتونيم * ز سوى پدر آفريدونيم ز دخت سپهدار گرسيوزم * بدان سو كشد رشته و پروزم كه او هست هم خويش افراسياب * وى از تخمهء تور با جاه و آب خلاصه كاوس او را به زنى گرفت و سياوش به عمل آمد . پس بنا به عقيدهء مورخين تازى و پارسى چنانكه فردوسى نگاشته يكى از زنهاى كيكاوس از اقوام افراسياب بوده . ديگر از او سياوش متولد شد كه به دست افراسياب هلاك گرديد يا كيخسرو كه افراسياب را هلاك كرد در اين مسئله فى ما بين مورخين قديم يونانى و مورخين تازى و پارسى اختلاف است . ظاهرا به عقيدهء مورخين يونانى كه معاصر بودهاند بيشتر مىتوان اعتماد كرد . به هر تقدير ، به عقيدهء مورخين يونان ، پس از تزويج مندان و كامبيز و خواب ديدن آستياژ و تعبير موبدان ، آستياژ فورا مأمورى به پارس فرستاده و مندان را به همدان كه پايتخت بود احضار نموده به قدرى او را نگاه داشت كه وضع حمل او شد و پسرى از او بهوجود آمد . پادشاه هارپاگ ( هارپال ) وزير و معتمد خود را طلب نمود و خفية طفل را به او سپرد كه تلف نمايد . هارپاگ كه طينتى پاك داشت نخواست دامن خود را به خون بيگناهى آلوده كند . طفل